هملت
بودن یا نبودن، حرف در همین است. آیا بزرگواری آدمی بیش در آن است که زخم فلاخن و تیر بخت ستم پیشه را تاب آورد، یا آنکه در برابر دریایی فتنه و آشوب سلاح برگیرد و با ایستادگی خویش بدان همه پایان دهد؟ مردن، خفتن؛ نه بیش؛ و پنداری که ما با خواب به دردهای قلب و هزاران آسیب طبیعی که نصیب تن آدمی است پایان می دهیم؛ چنین فرجامی سخت خواستنی است.

نمایشنامه هملت نوشته ویلیام شکسپیر یکی از مشهورترین نمایشنامههای تاریخ ادبیات جهان است.
داستان این نمایشنامه از آنجا آغاز میشود که هملت شاهزاده دانمارک از سفر آلمان به قصر خود در هلسینبورگ دانمارک بازمی گردد تا در مراسم تدفین و خاکسپاری پدرش شرکت کند. پدرش به گونه مرموزی به قتل رسیدهاست. کسی از چگونگی و علل قتل شاه آگاه نیست. در همان حین هملت درمی یابد که مادر و عمویش با یکدیگر پیمان زناشوئی بسته و هم بستر شدهاند. وسوسهها و تردیدهای هملت هنگامی آغاز میشود که شاه مقتول به شکل روح به سراغ او میآید. روح بازگو میکند که چگونه به دست برادر به قتل رسیدهاست و از هملت میخواهد که انتقام این قتل مخوف و ناجوانمردانه را باز ستاند. در طی این ماجرا او باز مییابد که پدر معشوقهاش، افلیا در قتل پدرش دست داشته است. افلیا از نقشههای هملت آگاه میشود و پس از آگاهی از مرگ پدرش مجنون شده و خود را در رودخانهای غرق میکند. هملت بلاخره انتقام پدرش را از عمویش میگیرد و در پایان نمایشنامه کشته می شود.

William Shakespeare
درباره نمایشنامه
در نوشتههای شکسپیر طبیعت انسان همچون طبیعت سرکش سرشار از چیستانها و شگفتی هاست. خونخواهی پدر یکی از «طبیعی ترین» خواص انسانی است که خط اصلی را در این نمایشنامه تعیین میکند.
بخش بزرگی از نمایشنامه شرح تردید اجتناب ناپذیر هملت به انتقام است. انتقام موضوع اصلی نمایشنامهاست. اما طبع بشری اصولا چندگانه و پیچیده تر از آن است که به سادگی به ماشین قتل تبدیل شود.
هملت در پی رام ساختن طبع وحشی انسان است. اما در عملی ساختن این هدف در تردید و وسوسه قرار میگیرد. از تردید و دو دلی دچار افسردگی میشود. «بودن یا نبودن» پرسش بزرگ هملت است. مونولوگ معروف هملت کشاکش نیروهای سرنوشت و آزادی اراده را چنین تصویر میکند: « بودن یا نبودن مسئله اینست. آیا شرافتمندانهتر است که ضمیر انسان تیر طالع شوم را تحمل کند یا در برابر توفان بلا قد برافرازد و سلاح برگیرد و آن را پایان دهد؟ مردن و خوابیدن و شاید خواب دیدن و دیگر هیچ!»



در باره ی شکسپیر
با دو چكامه اي كه شكسپير در سال هاي 1593 و 1594 به چاپ رساند اشعار او زودتر از نمايش هايش چاپ شدند همينطور بايد گفت كه بيشتر غزل هاي وي بايد در اين سال ها نوشته شده باشند و نمايش هاي او پس از سال 1594 نمايان شده اند و او به طور كلي هر دو سال يكي را ارئه نمود كه هريك شامل سرود و آهنگ هايي بسيار زيبايي مي شدند . نمايش هاي ابتدايي شكسپير شامل : هنري چهارم ، تيتوس آندرونيكس ، روياي شبي در نيمه ي تابستان ، بازرگان ونيز و ريچار دوم مي شود كه همگي در ميانه و اواخر دهه 1590 تاريخ گزاري شده اند. همينطور بعضي از تراژدي هاي مشهور او كه در اوايل دهه 1600 گفته شده اند شامل : اوتلو ، شاه لير و ماسبت مي شود. در حدود سال 1610 شكسپير به استراتفورد براي استراحت بر مي گردد و با وجود آن به نوشتن ادامه مي دهد كه دوره ي رمان و كمدي-استراتژي او به حساب مي آيد مانند: طوفان، هنري هشتم ، سيمبلاين و داستان زمستان . درمورد غزليات او ميتوان گفت كه نخستين بار در سال 1609 به چاب رسيند( احتمالا بدون اجازي وي) و چنانكه از گفته هاي ميرز بر مي آيد كه غزليات شيرين شكسپير را نزد دوستانش محبوب تر نموده بودند.

ترجمه
طی سالهای مختلف ترجمههای گوناگونی از هملت به زبان فارسی صورت گرفته است.
مسعود فرزاد، ۱۳۴۶
محمود اعتمادزاده (م.ا. بهآذین)، از روی ترجمه فرانسهٔ ایو بونفوا(Yves Bonnefoy)
علاءالدین پازارگادی، ۱۳۷۵، در مجموعهٔ آثار نمایشی ویلیام شکسپیر

گردآورنده : شهرزاد

سلام
پاسخ دادنحذفشرمنده که الان نمیتونم متنتون رو بخونم
الان دارم کم کم آماده سفر میشم
برگشتم میام پیشتون
سلام
پاسخ دادنحذفمن ديشب هم واسه وب نقاشيت هم اينجا نظر دادم
اما نيستش؟
آدرس وبم رو هم گذاشته بودم
نمي دونم چيتو شده؟
حالا بيا اينجا باز ميزارم
www.moment-light-smily.blogfa.com
شكسپير جز افرادي است كه انديشه اش تاثير عميقي بر روي انسانهاي بعد از خود گذاشته است همانند مولانا ،نيچه ، فوكو،انشتين ، گاندي ، لوتركينگ و در جهان سينمااورسن ولز كبير ارادت خاصي به شكسپير و كارهايش داشت و به نوعي شيفته ي او بود.
پاسخ دادنحذفhal kardi?
پاسخ دادنحذفسلام شهرزاد
پاسخ دادنحذفآدرس رو اشتباه نوشته بودی ....
امروز آپ کردم. مسافرت بودم .
راستی تو اهل کجایی ؟