مهر ۲۴، ۱۳۸۸



***

ای توبه ام شکسته، از تو کجا گریزم
ای در دلم نشسته، از تو کجا گریزم
ای نور هردو دیده، بی تو چگونه بینم
وی گردنم ببسته، از تو کجا گریزم

ای شش جهت ز نورت چون آینه ست شش رو
وی روی تو خجسته، از تو کجا گریزم
دل بود از تو خجسته، جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته، از تو کجا گریزم

گر بندم این بصر را، ور بگسلم نظر را
از دل نه ای گسسته، از تو کجا گریزم

« مولانا »




۵ نظر:

  1. سلام
    شعر زیبایی بود. نقاشی ها مثل همیشه عالی است.
    به روزم. خوش باشی

    پاسخ دادنحذف
  2. به نظر تو راه گریزی هم هست
    باید ایستاد و فرود امد بر استانه دری که کوبه ندارد
    شاملو

    پاسخ دادنحذف
  3. سلام شهرزاد جون
    شعر زيبائي انتخاب كردي
    زيبا ست
    خيليييي

    سعي كن بهتر از اين باشي
    منم كمي از تو ندارم و دارم تو رو نصيحت مي كنم
    اما حرف آبجي بزرگه رو گوش بده
    باشه ؟
    لول

    منم آپما !!!!
    سر بزن

    راستي يه خواهشي...
    ولش
    بعدن ميگم الان حوصله نداري

    پاسخ دادنحذف
  4. بگسل و بگذار من بگریزم...

    شهرزاد جانم...

    پاسخ دادنحذف