دی ۰۵، ۱۳۸۸


اثر 
انگوراند کارانتون،
قرن پانزدهم ؛

تابلوی تاجگذاری مریم











این تابلو با یک رشته ابر سفید به دو بخش عمده- دنیایی زمینی و آسمانی- تقسیم شده است. دنیای زمینی که با رنگهای خنثی رنگ آمیزی شده خود به دو دنیای علیا و سفلی تقسیم گردیده است؛ رستگاران در سمت چپ و دوزخیان در سمت راست تصویر قرار گرفته اند.(منظور پایینی ترین بخش تابلو هست)





در وسط دنیای علیا صلیب عظیمی برپاست. این صلیب بلند در زمینه ی اقیانوسی به رنگ آبی خفه قرار گرفته است. تمام فرم های موجود در دنیای زمینی نسبت به فرم های گروه مرکزی- خدای پدر، مسیح و مریم در آسمان- حقیرو کوچکند. این سه پیکر از طریق بزرگی شکلشان مورد تأکید قرار گرفته اند. این حالت در اثر تضاد با اندازه ی صلیب شدیدتر شده است. صلیب نسبت به اندازه ی شهرهای زمینی عظیم ولی نسبت به اندازه های آسمانی کوچک است. این تنها عنصری است که دو دنیا را به هم مربوط می سازد. این ارتباط تجلی کامل رسالت مسیح را بیان می دارد.

 




 گروه اصلی مرکزی به کمک قوس لبه ی سفید دامن مریم از اقیانوس جدا می شود. این قوس با رشته ی افقی ابر سفید تضاد فرمی دارد. دایره و قوس آن نماد بیکرانی جهان آسمانی است که با مستطیل و خطوط عمودی و افقی که محدود بودن دنیای زمین را می رساند در تضاد قرار می گیرد. در سمت چپ و راست گروه اصلی آسمانی، قدیسین با رنگهای خالص و در اندازه ای متوسط نشان داده شده اند. کوچکی اندازه های عناصر زمینی، متوسط بودن اندازه های قدیسین، و بزرگی گروه اصلی حاکی از وجود سلسله مراتبی در هستی است.
سفیدی خز حاشیه ی ردای مریم، آبی ردای او را از آبی خفه ی اقیانوس جدا می سازد. پیراهن زربفت او فرمی خشک و عاری از حیات دارد. تنها چهره و دستهایش زنده به نظر می رسند؛ بدن وی غیر واقعی است و تا حد زیادی از دو طرف با رداهای تاجگذاران پنهان شده است.
بر بالای سر مریم کبوتر سفید روح القدوس در پرواز است. خطی عمودی از صلیب به سوی هاله ی کبوتر در لبه ی بالای تابلو ادامه می یابد.
خدای پدر و خدای پسر در طرف راست و چپ این خط بر تخت جلوس کرده اند. این دو پیکر تقریباً متقارنند. تنها عنصر نامتقارن لبه ی عمودی زربفت ردای مسیح است. این قسمت از ردای مسیح موازی بخش زربفت پیراهن مریم است که نشانه ی وابستگی غیر مادی مادر و فرزند است.



گروه اصلی را گروهی میزبان آسمانی به رنگ نارنجی احاطه کرده اند. در بالای سر آنها نور زرد آسمانی می درخشد که به سوی پایین تا دریای آبی امتداد می یابد و موجب می گردد تا گروه اصلی مسطح و غیر مادی به نظر برسد و در نور شناور باشند. نقش این سطوح زرد رنگ مثل نقش فرشتگان آبی بال در دو گوشه ی بالای تابلو است، که با نکرار رنگ آبی خود در ردای مریم، نمودِ شناوری گروه اصلی را شدت می بخشد.

***

در کمپوزیسیون این نقاشی عظیم کارانتون از رنگهای طلایی، نارنجی، قرمز، آبی، سبز، سفید و خاکستری استفاده کرده است. بخش بالا با رنگ زرد، که نوری مادی و آسمانی است شروع می شود. این رنگ در نارنجی تیره متمرکز می گردد و تصاویر گروه آسمانی را به وجود می آورد. در تضاد با این جهان آسمانی، قرمزی ردای پدر و پسر قرار می گیرد که نشان افت عشقی آسمانی به دنیای میانه است. لباسهای آنها سفید است بخش زربفت پیراهن مریم نجابت و پاکی جسم او را می رساند و رنگ آبی ردایش بیانگر معنویت و تسلیم او در مقابل خواست خداست. گروه قدیسین در سمت چپ و راست تابلو از زندگی روشن، درخشان و والایی حکایت می کنند. دنیای زمینی خاکستری، و عاری از خوشی به نظر می رسد. تنها در گوشه ی راست و چپ پایین، دو ساختمان قرمز روشن دیده می شود که نشان می دهد انسان از طریق آن با جهان آسمانی ارتباط بر قرار می کند.






 این اثر کارانتون همان جهان شمولی تفکر هنری را دارد که در اثر گرو نه والد مشاهده می گردد.

منبع: هنر رنگ
یوهانس ایتن

مترجم: عربعلی شروه



 * بر روی هر تصویر کلیک کنید تا جزئیات را بهتر ببینید.


۶ نظر:

  1. سلام و عذر خواهی بابت تاخیر در پاسخ دادن
    شعری که گذاشته بودم از شاعر پرتغالی نونو ژودیس بود در کتاب خلسه بر ویرانه ها با ترجمه احمد پوری که توسط نشر چشمه چاپ شده است.
    خوشحالم که از پست خوشتون اومد.

    شاد باشی
    حق نگه دار

    پاسخ دادنحذف
  2. محمد امین عابدیندی ۱۰, ۱۳۸۸ ۹:۲۲ ق.ظ.

    نوشته دقیق و موشکافانه ای بود و این که تابلو در حال حاضر در کدام موزه نگهدار ی می شود؟

    پاسخ دادنحذف
  3. با اين يكي سخت ارتباط برقرار مي كنم، نمي دانم چرا...

    پاسخ دادنحذف
  4. چه مقدس اند این نقاشی ها بوی مریم و باکرگی و ایمان می دهند و مسیح و همیشه مصائبش
    راستی زن عنصر سخاوت است هست و می ماند این را در تمام شکست هایش می توان دید !

    پاسخ دادنحذف
  5. سلام شهرزاد
    خوبي ؟

    تجزيه و تحليل خوبي رو انتخاب كردي
    فكر مي كنم اين ماله اوايلاي دوره ي رنسانس باشه

    من شيفته ي ديدنش شدم
    چين و چروك لباسها و توجهي كه به انسان و فيگوراتيو ش ميشه واقعن خيره كننده س
    همين طور نماد گرائي شون و اينكه هيچ چيزي رو بي علت توي تصوير نياوردن!
    آفرين به اين انتخابت
    چه خبرا ؟
    خوبي
    خوشي ؟

    منم اي ميگذره
    راستي جواب مسيجهام رو نداديا!!!!
    وب نقاشيام سر بزن
    آپه

    تو مثه من نباش
    زودي بيا

    پاسخ دادنحذف
  6. سلام
    احسنتم
    توضیحات کاملی بود
    ممنون از شما

    پاسخ دادنحذف