دی ۲۴، ۱۳۸۸





پسرکی از مادرش پرسید: مادر چرا گریه می کنی؟
مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت: نمی دانم عزیزم، نمی دانم.
پسرک نزد پدرش رفت و گفت: بابا، چرا مامان همیشه گریه می کند؟ او چه می خواهد؟
پدرش تنها دلیلی که به ذهنش می رسید، این بود: همه ی زن ها گریه می کنند، بی هیچ دلیلی!
پسرک بزرگ شد ولی هنوز از اینکه زن ها خیلی راحت به گریه می افتند، متعجب بود.
یک بار در خواب دید که دارد با خدا صحبت می کند، از خدا پرسید:
خدایا، چرا زن ها اینهمه گریه می کنند؟
خدا جواب داد: من زن را به شکل ویژه ای آفریده ام، به شانه های او قدرتی داده ام تا بتواند سنگینی زمین را تحمل کند، به بدنش قدرتی داده ام تا بتواند درد زایمان را تحمل کند، به دستهایش قدرتی داده ام که حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند، او به کار ادامه دهد. به او احساسی داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد، حتی اگر او را هزاران بار اذیت کنند. به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد، از خطاهای او بگذرد و همواره در کنار او باشد. و به او اشکی داده ام تا هر هنگام که خواست، فرو بریزد. این اشک را منحصراً برای او خلق کرده ام تا هرگاه نیاز داشته باشد، بتواند از آن استفاده کند.


زیبایی یک زن در لباسش، موها یا اندامش نیست. زیبایی زن را باید در چشمانش جست و جو کرد زیرا تنها راه ورود به قلبش آنجاست.






نویسنده: ناشناس







۲۰ نظر:

  1. زنانی مردانه تر از هر چه مردانند !
    خداوندا سپاس که اشکمان دادی
    اگر فهمی کنارش می گذاشتی تا به وقت فرو افتادنش بر تعداد خاصی اثر کند و دریابند قول می دادم که همیشه برایت اشک می ریختم !!!
    تصویر: در نهایت دیدن و فهم کردن در زندان خواهد ماند این زن !
    من را با نام یک با یک برابر نیست لینک کن

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام

    اينو خونده بودم قبلن
    ولي بازم اينجا خوندمش

    واقعن اين نعمتيه كه ما داريمش
    و اينم بدون كه مردا هيچ وقت دركش نمي كنن

    پاسخ دادنحذف
  3. مردها می ایستند،ما را تماشا می کنند و با کلی تعجب و چشمان گرد می پرسند: آخه چرا گریه می کنی؟!
    و ما هیچ وقت هیچ پاسخی نداریم
    "درک"از این بهتر می شود؟

    پاسخ دادنحذف
  4. محمد امین عابدیندی ۲۷, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۸ ق.ظ.

    این دیوار زنونه و مردونه کار کیه؟
    انسانم آرزوست...

    پاسخ دادنحذف
  5. نه! چرا از هم تصوير مي سازيم؟ چرا از زن و يا مرد بودن تصوير مي سازيم؟
    و بي آن كه بخواهيم يكديگر را مجبور مي كنيم كه لباسي بپوشيم در حد تصاويري كه براي هم ساخته ايم. اين حرف هاي شما مثلِ ستايش فقر بود. اين همه دعوت كردن براي زخمي كردن وتنها گذاشتن زن ها براي چيست؟ اين همه چاپلوسي زنان را كردن براي اين است كه دردها و تنبلي هاو ناتواني هاي ما را به دوش بكشند در ازاي قدرداني منفعت خواهاني ما و خم هم به ابرو نياورد؟ چقدر دلم پر بود و خودم نمي دانستم!

    پاسخ دادنحذف
  6. به مریم عزیز:
    دعوت برای زخمی کردن؟!
    چاپلوسی؟!
    تشبیه تان درست نیست دوست گرامی و به نظر من هیچ تشابهی میان "زن" و "فقر" نیست!
    و این تصویر کدر و غلط را هرگز نمی پذیرم!!!
    آنچه روشن است تفاوت آشکار زن و مرد بر سر احساسات متفاوتشان است، هرچند مرد از حیطه ی قدرت و فیزیک اش نسبت به زن برتری دارد، اما واضح است که زن هم از بعد روح و عاطفه، لطیف تر و حساس تر است و در این مورد برتری دارد، حال این بیان تفاوت هاآیا ستایش فقر است؟ یا کوبیدن دیگری؟
    صحبت بر سر درک اشکی زنانه بود نه این همه زخمی کردن ها!
    درضمن، در این خانه کسی، دیگری را
    مجبور نمی کند که رأی موافق باشد یا مخالف!
    هر که هرچه خواست نوشت .

    پاسخ دادنحذف
  7. خوب شد اون متن قبلی پروفایلت رو برداشتی .

    راستش اصلا دوستش نداشتم p:

    پاسخ دادنحذف
  8. هرچه بگوييم انسان بودن مهم تر است، باز هم نمي توانيم "انسانيت صرف" را اصل قرار دهيم. ما در جا و زمانه اي زيست مي كنيم كه مرز بين مرد و زن بسيار پررنگ است و در مسير پاك كردن اين مرز بايد گاهي وزني را كه صدها سال به يك سو گرويده بود، هراز چند گاهي به سوي مخالف سوق دهيم تا روزي شايد دو كفه در يك سطح براي هميشه توقف كنند...

    پاسخ دادنحذف
  9. نگاه زیبا و لطیفی ست.
    می ترسم و بترسیم از روزی که زنی توان یا اراده ی اشک ریختن نداشته باشد.
    با سپاس و مهر.

    پاسخ دادنحذف
  10. همش منو سانسور میکنی .

    یعنی حرف من اینقدر سنگین بود ؟!یا اینکه مثلا خصوصی و غیر عمومی تلقی میکنی ؟؟ من که چیز خصوصی در حرفم ندیدم .
    به نظر من بد نیست که در رویکردت نسبت به مخاطبان تجدید نظر کنی و برای مخاطب احترام و شان بیشتری قائل بشی .
    کسی که وبلاگ میزنه اون هم وبلاگ هنری،باید کمتر در قید و بند خط قرمز کشیدن برای اندیشه ها باشه .(مگر به ضرورت مثلا امنیتی )

    من زیاد بدم نیومد این بار،این یک پیشنهاد کلی بود .
    میل خودته .

    پاسخ دادنحذف
  11. دی ییییییییی
    کامنت من که اون بالاست !

    ندیدمش !

    ببخشید اشتباه شد فکر کردم سانسور کردی!
    اکسکیوز می !
    ---------------
    در مورد پروفایلت، قبلی رو میگی از فروغ بود؟ خب نظر من کاملا مستقل ازین هست که این سخن کی بود. به نظر من برای پروفایل بکار بردن نچسب بود.صرفا نظر شخصیم بود.
    ---------------
    در مورد کامنتت .
    اون قسمتی از شعر یکی از ترانه های بند Sentenced بود.اون تصویر هم مال ویدیوکلیپ همون آهنگ هست و در زیرش "زبان حال" این دو نفر زن و شوهر سالخورده (قسمتی از ترانه)رو نوشتم .
    از زبان "اونها" هست.فکر میکنم نکتش رو نگرفتی.

    پاسخ دادنحذف
  12. (خدا جواب داد: من زن را به شکل ویژه ای آفریده ام، به شانه های او قدرتی داده ام تا بتواند سنگینی زمین را تحمل کند، به بدنش قدرتی داده ام تا بتواند درد زایمان را تحمل کند، به دستهایش قدرتی داده ام که حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند، او به کار ادامه دهد. به او احساسی داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد، حتی اگر او را هزاران بار اذیت کنند. به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد، از خطاهای او بگذرد و همواره در کنار او باشد. و به او اشکی داده ام تا هر هنگام که خواست، فرو بریزد. این اشک را منحصراً برای او خلق کرده ام تا هرگاه نیاز داشته باشد، بتواند از آن استفاده کند.)

    تمام اين حرف ها چاپلوسي است كه زن را دعوت مي كند به ناديده گرفتن خودش. من دربارهي قسمت گريه كردن و اشك ريختن حرفي ندارم با اين مشكل دارم كه انگار درد براي من آفريده شده و تنها من بايد آن را تحمل كنم كه اشك منحصرا براي من است. از كلماتي ناراحتم كه مرا وادر مي كند بپذيرم كه رنج بكشم. و اين رنج را نوعي فضيلت مي داند. مانند فقر كه روزگاري فضيلت دانسته مي شد براي اين كه انسان از حقوق زنده بودنش دست بردارد. با وعده هاي واهي براي دنيايي ديگر.دربارهي احساسات متفاوت و فيزيكي بدني هم مشكلي ندارم چون به نظر من هيچ چيزي زيباتر از به دنيا آوردن موجود زنده ي نيست و اين را گفتم براي اينكه فكر نكنيد من با خصوصيات زنانه مشكلي دارم و آن را دليل پايين بودن زن مي دانم. من از اين تعاريفي كه به من تحميل مي كنند وحشتناك غمگين و به نوعي خشمگينم. به هر حال ممنون.

    پاسخ دادنحذف
  13. مریم عزیز

    فکر می کنم نظر هرکس برای خودش قابل احترام است.

    موفق باشی

    پاسخ دادنحذف
  14. سلام عزیزم چطور می تونی به آینده خودت اهمیت ندهی؟ من شما راچون زن هستی از هر سنی که باشی دعوت می کنم که از حقوق خودت به عنوان یک زن دفاع کنی .تو آینده داری وباید اونو خودت تعین کنی نه برات تصمیم بگیرند.تو دیگه بچه نیستی ؟تو شخصیت داری باید به تو وعقاید وبه خواسته هایت اهمیت بدهند .باید برای بدست آوردن آن با کسانی که ضد زن هستند مبارزه کنی وقوانین را به نفع زنان خواستار تغیرش بشی اگر به خودت وآینده ات اهمیت می دهی

    پاسخ دادنحذف
  15. سردر نمیارم
    اصلا داری راجع به چی صحبت می کنی؟
    من کی گفتم به آینده خودم اهمیت نمی دهم؟ یا از حقوق زن دفاع نمی کنم!
    صحبت هات نامفهوم و گنگ هست.

    پاسخ دادنحذف
  16. ما زنها و هزار حرف نگفته و تواناییهای درک نشده

    پاسخ دادنحذف
  17. سلام شهرزاد

    با يه قالب جديد و نقد كتاب آرش حجازي به روزم
    وبلاگ شعرم و من چشم به راه توست
    منتظرم

    پاسخ دادنحذف
  18. سلام

    من واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم

    واقعا عالی بوود

    پاسخ دادنحذف
  19. راهنمایی جالبی بود خانم شهرزاد

    پاسخ دادنحذف
  20. مثل همیشه عالی.....

    شاد باشی
    حق نگه دار

    پاسخ دادنحذف