آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد. یعنی هرآنچه از آدمی در سخن یا عمل، آشکار شود یا بروز کند به خود او باز خواهد گشت؛ و هرچه بدهد باز خواهد گرفت.
اگر نفرت بورزد، نفرت به او باز خواهد آمد و اگر عشق ببخشد، عشق خواهد ستاند. اگر انتقاد کند، از او انتقاد خواهد شد، اگر دروغ بگوید به او دروغ خواهند گفت و اگر تقلب کند به او حقّه خواهند زد. همچنین به ما آموخته اند که قوه تخیل، در بازی زندگی نقشی عمده دارد.هرآنچه آدمی در خیال خود تصویر کند- دیر یا زود- در زندگیش نمایان می شود. مردی را می شناسم که از مرضی معین که بسیار نادر بود می ترسید. اما آنقدر به آن مرض اندیشید و درباره اش مطالعه کرد که آن بیماری آشکارا بدنش را فراگرفت و مرد. در واقع قربانی خیالپردازی خود شد.
برای پیروزی در بازی زندگی باید نیروی خیالمان را آموزش دهیم. کسی که به قوه ی تخیل خود آموخته باشد که تنها نیکی را تصویر کند و ببیند، خواهد توانست به همه ی مرادهای بحّق دلش – خواه سلامت ، خواه ثروت ، محبت و دوستی و خواه بیان کامل نفس، و یا هر آرمان بزرگ دیگر- برسد.
تخیل را قیچی ذهن خوانده اند. این قیچی شبانه روز در حال بریدن تصاویر است. آدمی در ذهن خود تصاویری می بیند- و دیر یا زود- در دنیای بیرون، با آفریده های ذهنش رویارو می شود. برای آموزش موفقیت آمیز نیروی خیال، باید کار ذهن را شناخت. یونانیان قدیم می گفتند: « خود را بشناس.»
ذهن سه بخش دارد: نیمه هشیار، هشیار و هشیاری برتر.
ذهن نیمه هشیار، چون بخار یا برق، قدرت مطلق است و بدون مسیر و جهت، هر فرمانی به آن بدهند همان را انجام می دهد؛ و توان فهم و استنباط ندارد. هر آنچه آدمی عمیقاً احساس یا به روشنی مجسم کند بر ذهن نیمه هشیار اثر می گذارد، و مو به مو در صحنه ی زندگی ظاهر می شود.ذهن هشیار را ذهن نفسانی یا فانی خوانده اند.
ذهن هشیار، ذهن بشری است و زندگی را به همان شکلی که به نظر می رسد می بیند. ذهن هشیار، مرگ و بلا و بیماری و فقر و تنگنا را مشاهده می کند و بر ذهن نیمه هشیار اثر می گذارد.
و هشیاری برتریعنی آن ذهن الهی که درون هر انسان است، و قلمرو آرمانهای عالی، و عرصه ی طرح الهی.
این طرح در هشیاری برتر انسان دارای تصویری است در نهایت کمال که معمولاً به صورت آرمانی دست نیافتنی یا آرزویی چنان رویایی که محال است برآورده شود، در ذهن هشیار جلوه می کند.
جز تردید و هراس، هیچ چیز نمی تواند میان انسان و بزرگترین آرمانها یا مرادهای دلش فاصله ایجاد کند. به محض اینکه آدمی بتواند بی هیچ دلهره ای آرزو کند، هر آرزویی بی درنگ برآورده خواهد شد.
در باره ی سلامت؛
اگر آدمی هماهنگ و شادمان باشد، سلامت نیز خواهد بود. هر مرضی ناشی از گناه و تخلف از قانون معنویت است. خشم و نفرت و انزجار و بدخواهی و ترس و اضطراب و هرچه از این دست... یاخته های تن را پاره پاره و خون را مسموم می کند. تصادفات، کهولت، و حتی خود مرگ همه حاصل دست برنداشتن از تصاویر نادرست ذهنی است. اگر آدمی خود را چنان ببیند که خدا او را می بیند، موجودی می شود تابناک و بی زمان و بی تولد و مرگ. زیرا « خدا انسان را به سیمای خود، و شبیه خود آفرید.»
مادام که آدمی در برابر وضعیتی مقاومت کند، آن را بسوی خود خواهد کشید. اگر بکوشد از وضعی بگریزد، همواره آن وضع را به همراه خواهد داشت. و به هر کجا که برود آن وضع او را دنبال خواهد کرد.
در هر عمل ناشی از ترس، نطفه ی شکست نهفته است.
توکل به خدا مستلزم قدرت و شهامت فراوان است. ما اغلب در امور کوچک به خدا توکل می کنیم اما وقتی وضعیتی خطیر پیش می آید فکر می کنیم بهتر است خودمان دست به کار شویم. و به این ترتیب، شکست خود را تدارک می بینیم.
چهار اثر از
فلورانس اسکاول شین
ترجمه ی گیتی خوشدل
گردآوری: شهرزاد

سلام
پاسخ دادنحذفخوبي؟
بعد از مدتها قلم به دست گرفتم و نوشتم
منتظرم بخونيش و نظرتو بگي ...
منتظرم
یه جورایی آرامش بخش بود...
پاسخ دادنحذفشاد باشی
حق نگه دار
...[گل]
پاسخ دادنحذفآمدم .
پاسخ دادنحذفیهو زدی تو اسکاول شین چرا ؟
سلامتی واسه ی سلامتی ت خوب نیستا .
مراقب باش .
مانند همیشه قابل تامل هر چند با
پاسخ دادنحذفبرخی از عقاید مطرح شده اون هم
عقیده نبودم.اما قسمت طبقه بندی
هوشیاری قابل تامل تر بود
موفق باشید شهرزاد عزیز
سلام.....عکس های آبستره ات خیلی خوب و حرفه ای هستن......تبریک می گم.
پاسخ دادنحذفیهو نزدم
پاسخ دادنحذفبودم