اردیبهشت ۱۵، ۱۳۸۹








اورفیسم ( یا کوبیسم اورفیک)
(Orphism (Orphic Cubism

جنبش اورفیسم از ناخشنودی هنرمندان مشخصی از سبک های کوبیسم و دلمشغولی همدلانۀ آنان با فوتوریسم رشد و نضج گرفت. این جنبش با ویژگی های پویایی، رنگ و تلفیق مشخصات سبک های فوویسم، کوبیسم و فوتوریسم مرتبط بود.

رابرت دلونی که پیشاهنگ این جنبش محسوب می شود، به رنگ بعنوان عنصری می نگریست که قابلیت خلق ریتم و حرکت را به همان قدرت خطوط و فرم های کوبیستی و فوتوریستی دارد. جنبش اورفیسم طی سال های 1912-1914 دوام آورد و از گروه نه چندان منسجمی از دلونی، همسرش سونیا و فرانک کوپکا شکل گرفت و با گروهی منشعب از کوبیسم که خود را « نسبت طلایی» (Section dor) می خواندند متحول شد. نقاشی های اورفیک دلونی در تابلوهای انتزاعی ناب رنگین کمان تجلی می یافت که هیچ نشان و اشاره ای به اشیاء نداشت. این آثار بیشتر به دلیل غنای سحرانگیز رنگی آن تحسین می شد، به همان نحو که ممکن است یک قطعه موسیقی بدون آنکه چیزی مادی را در ذهن مجسم سازد، تحسین شود. از همین رو واژۀ اورفیک به عنوان « عرفان غیبگو» تعریف شد که موسیقی ملودی وار و درهم پیچیده اوروفوس را تداعی می کرد.
کلمۀ اورفیسم که پیش تر از سوی سمبولیست ها به کار می رفت، توسط گیوم آپولینز برای این جنبش بکار برده شد و اشاره ای به « اوروفوس» شاعر و آوازه خوان اسطوره ای یونان داشت و بازتاب اشتیاق هنرمندان مرتبط با جنبش برای به خدمت گرفتن عناصر جدید تغزلی و رنگ در کوبیسم عقلایی و پارسایانه پیکاسو، براک و گریس بود. نقاشانی که آپولینز از آنان بعنوان اهل فن اورفیسم اسم برد، عبارت بودند از رابرت دلونی، فرنان لژه، فرانسیس پیکابیا و مارسل دوشان.

رابرت دلونی، دیسک، 1912، اورفیسم.

 
 وی از فرانک کوپکا که از اعضای اصلی جنبش بود نامی نبرد. آنان رنگ را بعنوان اصلی ترین ابزار بیان هنری به خدمت گرفتند و دلونی و کوپکا از اولین کسانی بودند که تصاویر کاملاً غیر باز نمایانگر را نفاشی کردند و تشابهاتی بین انتزاع ناب و موسیقی می دیدند. اورفیسم اگرچه عمر کوتاهی داشت اما تأثیر شدیدی بر نقاشی آلمان ( به ویژه نقاشانی چون ماک، مارک و کله، که در سال 1912 با دلونی ملاقات کردند) و نیز بر شکل گیری سبک تلفیق گری رنگ نهاد.


رابرت دلونی
رابرت دلونی Robert Delaunay - (زاده 12 آوریل 1885 – درگذشته 25 اکتبر 1941) نقاش فرانسوی بود که در سبک اورفیسم (شبیه به نقاشی انتزاعی و کوبیسم) کار می‌کرد. دلونی بر اورفیسم متمرکز بود، حال آن که آثار متاخر او بیش‌تر انتزاعی بودند، به مانند پل کله. مولفه‌های آثار او استفاده از رنگ‌های اشباع‌شده، و دل‌بستگی عمیق به تجربه در محتوا و فرم بود. در کودکی، والدین دلونی از هم جدا شدند، و او توسط عمویش در لا رُنشِر (در نزدیکی بورژ) بزرگ شد. از زمانِ کودکی نقاشی را آغاز کرد (در سال 1903) و تصاویر قدرتمند و امپرسیونیستی زیبایی خلق کرد.



درسال 1908 ، بعد از گذراندن دوره سربازی به عنوان کتابدار، با سونیا ترک آشنا شد، که بعدتر با او ازدواج کرد، با وجود این که در آن زمان تِرک با یک دلال هنری اهل آلمان ازدواج کرده بود و بنا بود به‌زودی از او جدا شود. در 1909 دلونی شروع به نقاشی اتودهایی از شهر پاریس و برج ایفل کرد. در سالِ پیشِ رو، با تِرک ازدواج کرد و آن دو در یک استودیوآپارتمان در پاریس مستقر شدند. دلونی به دعوت واسیلی کاندیسنسکی، در سال 1911 به گروه سوار آبی (به آلمانی Der Blaue Reiter) پیوست، گروهی از نقاشان انتزاعیِ اهل مونیخ. در این دوره کارهای او گرایشی انتزاعی پیدا کردند.



وقوع جنگ جهانی اول دلونی و همسرش را وادار کرد که به اسپانیا مهاجرت کنند. آن‌ها با دوستان‌شان در پرتقال ساکن شدند تا درگیری‌ها پایان یابد. در این دوره، این زوج کارهای بسیاری انجام دادند از جمله طراحی صحنه اپرای مادرید، و سونیا ترک دلونی شروع کرد به تجارت طراحی مُد. پس از جنگ، در سال 1921، آن‌ها به پاریس بازگشتند و دلونی کارهای انتزاعی‌اش را ادامه داد. در طی نمایشگاه جهانی پاریس در سال 1937، دلونی به همکاری در طراحی غرفه‌های راه‌آهن و خطوط هوایی پرداخت. وقتی جنگ جهانی دوم آغاز شد، خانواده دلونی به استان اووِرژن رفتند تا از نیروهای آلمان دوری بجویند. دلونی که از سرطان در رنج بود، تابِ جابه‌جاییِ بیش از این را نداشت و سلامتی‌اش روزبه‌روز بیش تر به خطر می‌افتاد. او بر اثر بیماری سرطان در 25 اکتبر 1941 در مون پِلیه درگذشت.








موزه آییچی در ژاپن، نگارخانه آلبرایت-ناکس در بوفالوی نیویورک، انستیتو هنر شیکاگو، موزه هنر برکلی، موزه هنرهای زیبای بیبائو در اسپانیا، موزه گوگن‌هایم در نیویورک سیتی، آکادمی هنر هونولولو، موزه هنر بازل در سویس، موزه هنرهای مدرن در نیویورک سیتی، نگارخانه ملی ویکتوریا در استرالیا، نگارخانه‌های ملی اسکاتلند، نگارخانه هنر جدید در انگلستان، پلازو کاوور در تورینِ ایتالیا، پلازو روسپولی در رم، مجموعه پگی گوگن‌هایم در ونیز، و موزه هنرهای فیلادلفیا آثار روبر دلونی را به نمایش گذاشته‌اند یا در مجموعه‌های خود نگه‌داری می‌کنند.



گردآورنده: شهرزاد

۷ نظر:

  1. سلام
    شهرزاد جون
    ممنون عزيزم

    گرايش خاصي به اين سبك و نوع كوبيسم دارم ....

    پاسخ دادنحذف
  2. ولی می دونی ما جواب برخی از سوالاتمونو نمی گیریم تا ف *ی *ل* تر بشیم! شاید اون موقع جوابو بگیریم که من چشمم آب نمی خوره همون موقع هم بفهمم!

    پاسخ دادنحذف
  3. مطلب خوبی بود و جالب اینکه در حال نوشتن مطلبی درباره ی کوپکا هستم .سالهست یکی از نقاشی های کمتر معروفش بر دیوار اتاقم فخر می فروشد .
    تا چند روز دیگه با مطلبی درباره ی کوپکا آپ هستم .
    موفق ، شاد و آزاد باشی .

    پاسخ دادنحذف
  4. ولی استفاده بردم. عالی بود. خوشحالم که فعالی شیرینی

    پاسخ دادنحذف