La fin des
Terres de Philippe Genty
تئاتر « پایان زمین ها» اثر فیلیپ ژانتی
این یک رشته از صحنه های کوتاه، جادویی، شاعرانه، رویایی ست
که ما آنرا می بینیم در هفت بازیگری که می خوانند، می رقصند، می چرخند و در کنار یکدیگر قدم بر می دارند. کاغذ نامه هایی که پرواز می کنند. عروسک های عظیم جثه که جان میگیرند،
با یک دست دومتر بالا می پرند...همه چیز تغییر می کند و حرکت ها پیوسته است.
یک صورتک محو می شود، از بین می رود، و
بلافاصله در بدو آن فرم دیگری در قطعۀ دیگری از تئاتر جان میگیرد. چنین اتفاقی تاکنون
در تئاتر ندیده بودیم. توپ های عظیمِ پر
از هوا، که میرقصانند و می چرخانند آدمک های
سرگشته را. و ناگهان دوباره باز می یابیمشان در انبوه ابرها..
درمیان سال های 70، فیلیپ ژانتی، نظم و ترتیبی به آشفتگی روحی، رویاهای بند آمده اش، کابوس های کودکانه اش، پریای نورانی خیالاتش و ترس های بهبود نیافته اش
داد. فیگورهای او بسان قبیله ای میمانند از ذهن ناخودآگاه منقلبش، که در صحنه های نمایش وتئاتر جهانی وی، در ژانری نا
محدود و تعریف نشدنی فرم و حیات گرفته است. هر صحنه از نمایش در یک عمل
سوررئالیسمی جان میگیرد؛ « پایان زمین ها» ، دو نیمۀ گمشده در خلاء های مرموز و متصل به
هم را، در مقابل یکدیگرقرار می دهد که در دل سفری پر مخاطره پرتاب می شوند سفری بر بازشناختن ها. نخستین خواسته ها ، نخستین ترس ها، هراس ها و آشفتگی ها. شخصیت
ها خود را در شیوه ای مبتکرانه و مسیری نامحتمل و بعید به مخاطره می اندازند.
Comédiens : Amanda Barter, Nikola
Krizkova, Sébastien Lenthéric, Pierrik Malebranche, Pierre-Henry Nohé, Nancy
Rusek, Simon T.Rann
Musique : Serge Houppin et Henry Torgue
« هرکسی اینرا می داند که واقعیت ، تخیل را رونویسی می کند. در
حقیقت، محور تخیلات فیلیپ ژانتی حول جهانی می گردد که تصاویر، ایماژها واستعارات
نامعقول و آشفته، بی رحمانه در بستری از شیوه های منسجم، بدون حضور منطق ِ داستانسرایی و روایتی به
یکدیگر متصل می شوند ، درست مثل یک رویا. تصاویری که زخم ها و جراحات کهنه را باز
میابند، ترس های نخستین را بیدار می کنند، خواسته ها، امیال نخستین را نیز، و
سرگیجه های درونی مان را نشان می دهند. تئاتری که
کمدین در آن با ابژه ها، و مواد و متریال روبروست. یک رویارویی فیزیکی که
بیننده را متاثر ساخته و ذهن او را در فضا و بر روی چهرۀ بازیگر با ویژگی های منحصر به فرد خود،
ثابت می کند. تئاتری که فرد درماندگی خویش
را برای ارتقاء یافتن خویشتن به اوج میبرد تا آنجا که رویاپردازی نامحدود شود. تئاتری که جادو و خیال در آن برای
شکافتن عقلانیت و سُریدن به جهان
ناخودآگاه، بیننده را با تداوم بخشیدن به
خیال پردازی رها می سازد. خیال پردازیی که بیننده را به سمت خویش میکشاند و
به درون آینه های پاک ذهن ناخودآگاه پرتاب می کند.» فیلیپ ژانتی
Philippe Genty
یک کاغذ نامه که پرواز می کند. نامه ای که می گریزد از یک
دست آبی، یک دست آبی رنگ که بدن ندارد. یک آسمان بی کران به رنگ قرمز تند درمی
آید . ناگهان سایه ها
ظاهر می شوند، همان آدمک های گیج در کلاه های نمدی
خاکستری. این یک گروه کوچک از آدم های بارانی بر تن است که سفر می کنند بر وادی
کاغذهای شفاف و شیشه ای و می پیمایند دریایی از شن و ریگ را .آنها می رقصند، لحظه هایشان را
در چمدان میگذارند، همان چمدان هایی که فرد دیگری از آن خارج می شود. گاه نت سُل
در صحنه فوران می کند، دسته گل ها روشن میشوند( نورانی میشوند). یک زن در پیراهنی
سرخ، که در میان تن پوش بلندش گم گشته عبور می کند بسان یک فراری. آنسو تر یک مرد در پی جستجوهایش،
در اندیشۀ نشانه های متناقض و فلش های زنده ایست که می خواهند راه را نشانش دهند. در
گذر صحنه ها، فضا ست که عبور می کند و اجازه ظهور به تصاویر و دیگر نماهای داخلی و فیگورهای ناشناخته می دهد . یک
حشرۀ سبز، سنجاقکی در شمایل انسان با اندام انسانی، دوشیزه ای را از آب گرفته و
کمی بعد در آغوش گرفته ... مرد، در پی جستجوهایش، ردِ نامه های پرنده را میگیرد.
او می خوابد، رویای هیولایی می بیند که دومتر بلندتر از اوست، و زنی که دوپایش، دو
تیغه های یک قیچی هستند و بعد از آن دو تیغه.. اخته ای که می رقصد با یک موسیقی راک قدیمی؛
« Are You Gonnabemy Girl ? »
فیلیپ ژانتی کارگردان ایلوژنیست یا شعبده باز، به همراه ماری اندروود
طراح رقص، شمایل سوررئالی و شگفت انگیزی را طراحی می کنند. آنها توسط هفت کمدین،
رقصنده، عروسک گردان به رویاها، به رویارویی های نامحتمل و بعید ، شاعرانه و فرح بخش، در یک صحنۀ نمایش و بی هیچ گفتاری، عینیت می بخشند .
فیلیپ ژانتی
فیلیپ ژانتی متولد سال 1938، یک نویسندۀ فرانسوی ست، خالق
صحنه های تئاتر معاصر که در بستر آن عروسک هایی با اندازه های متنوع نقش می آفرینند.
فیلیپ ژانتی از سال
1962 تا سال 1966 ، با کمک هزینۀ و یاری یونسکو فیلمی مستند دربارۀ تئاترهای
عروسکی در جهان را کارگردانی کرد. او در سال 1968 کمپانی فیلیپ ژانتی را تاسیس کرد،
کمپینی که فضای آن آمیخته با صحنه های نمایشی متنوع
با عروسک های کوچک و بزرگ، تئاتر، رقص، نمایش بدون کلام، رقص نور وسایه، موسیقی و
اصوات است. فیلیپ ژانتی به تدریج با کنار گذاردن متریال و موادِ بازسازی و مصنوعی برای فرمهای
انیمیشن و متحرک خود و با ایجاد و روی کار آوردن عروسکهای کوچکتر، تاثیر
بسیاری بر تجربیات و تمرینات تئاترعروسکی آمریکایی ها گذاشت. .. موجودات و ساخته های او در
سالهای 1980 و 1990 در تئاتر شهر به نمایش درآمده و معرفی شدند، نمایش آثارش در تئاتر شهر او
را به موفقیت بزرگی رساند و در پی اش منجر به برگزاری تورهای گستردۀ وی درسرتاسر فرانسه و حتی
خارج از فرانسه شد.
آثار فیلیپ ژانتی:
1980 : Rond comme un cube
1983 : Zigmundfollies
1986 : Désirs parade
1989 : Dérives
1992 : Ne m'oublie pas
1995 : Voyageur immobile
1996 : Passagers
clandestins créé à Adélaïde Stowaways.
1997 : Dédale créé lors du
Festival d’Avignon dans la Cour d’honneur du Palais des Papes.
1998 : Océans et utopies
créé pour l'Exposition spécialisée de 1998 à Lisbonne.
2001 : Le Concert
incroyable créé dans la Grande galerie de l'évolution du Muséum national
d'histoire naturelle.
2003 : Ligne de fuite,
Théâtre de Chaillot
2005 : La Fin des terres,
Théâtre de Chaillot
2005-2006 : Zigmund follies,
Théâtre de Chaillot
2007 : Boliloc, Théâtre du
Rond-Point
2010 : Voyageurs
immobiles, Maison de la Culture de Nevers












تماشای ویدئوها فوقالعاده لذتبخش بود..
پاسخ دادنحذففوق العاده لذت بخش
پاسخ دادنحذفاین لینک پارت 2 تئاتر هست، این هم دیدنی ست:
http://youtu.be/LoWqldlOXHc