تیر ۱۰، ۱۳۸۸



Metaphysical Art

هنر متافیزیک
سبکی در نقاشی که دی کریکو در حدود سال 1913 ابداع کرد و بعدها وی، کارا(از سال 1917)، موراندی (از سال 1918) و چند هنرمند ایتالیایی دیگر تا حدود سال 1920 به خدمت گرفتند. این اصطلاح را(به زبان ایتالیایی Pittura metafisica ) دی کریکو و کارا در سال 1917، یعنی زمانی که هر دو در یک بیمارستان نظامی در فرارا بستری بودند ابداع کردند. نقاشی متافیزیکی بدون هیچ گونه بیانیه یا برنامه ی افتتاحی، آن گونه که در موردش فوتوریسم مصداق داشت، شروع به کار کرد. با این وجود بعداً تلاش هایی برای توصیف و تعریف « زیبایی شناسی متا فیزیکی» در مجله ی ارزش های تجسمی که از 1918 تا 1921 منتشر شد، صورت گرفت. معنی مرتبط با اصطلاح متافیزیک که در عنوان برخی از آثار دی کریکو به چشم می خورد، هیچ گاه به صورت دقیق صورت بندی نشد اما مشخصه ی این سبک تصاویری بود که حس و مفهومی از رمز و راز و فضاهای وهم آلود را بیان می کند. این جلوه ی حسی بخشی به وسیله ی پرسپکتیوها و نور پردازی های غیر واقعی و بخشی به وسیله ی به کارگیری نوعی شمایل نگاری عجیب، که در آن از مانکن های خیاطی و مجسمه به جای پیکره های انسانی استفاده می شد و بخشی دیگر نیز به وسیله ی ترکیب شمایل نگارانه ی اشیائی بود که به طورواقع نما نمایش داده می شدند- جلوه ای که بعداً توسط برخی از سوررئالیست ها به خدمت گرفته شد. اما کیفیت رویا گونه ای که در آثار نقاشی متافیزیکی ارائه می شود به دلیل ارتباطش با ساختار تصویری و مفهوم کاملاً معماری گونه ی حالات که منبعث از هنر رنسانس ایتالیا بود از سبک سوررئالیست ها متمایز می شود.
اگرچه نقاشی متافیزیکی تا جنگ جهانی اول دوام نیاورد اما تأثیر عمیقی بر سوررئالیسم نهاد.

Carlo Carr'a


Giorgio De Chirico

همانطور که پیشتر گفته شد این مکتب از یک جنبش ایتالیایی هدایت شده توسط جورج دی کریکو و کارلو کارا شکل گرفت. نقاشی های رویا گونه ی آنها از فضا ، نوعاً مناظر خیالی از شهر های ایتالیا بود و در ظاهر، چیدمان غیر متعارف از اشیاء، دنیای بصری را در مقابل چشم ما گذاشته که ماوراء واقعیت فیزیکی، بی درنگ ذهن ناخودآگاه ما را درگیر می کند.



جنبش متافیزیک، زمینه ی جنبش های مهمی را جهت توسعه ی دادا(دادائیسم) و سوررئالیسم فراهم کرد.
کارا، از جمله نقاشان برجسته و پیشتاز فوتوریسم بود. دی کریکو که در پاریس فعالیت می کرد، بعنوان نقاش صحنه ها و مناظر شهری اسرار آمیز مورد تحسین آپولینر (Apollinaire) و هنرمندان آوان گارد بود.
پیش از این دو نقاش یکدیگر را می شناختند و به سرعت اتحادی تشکیل دادند و علاوه بر آن توسط اشعار Alberto Savinio،برادر کوچکتر دی کریکو مورد تشویق قرار گرفتند.




هنر متافیزیک از انگیزه و تمایلی برای کشف موجودیت و حیات درونی و ذاتی فرض شده ی اشیاء و چیزهای آشنا، در ورای ماهیت و مفاهیم استدلالی شان ناشی می شود،نظیر؛ جمود، تفکیک آنها در فضا و مساحت معین شان و احتمالاً تبادل نظرمرموزی که بین آنها صورت می گیرد.
این هشدار در سادگی چیزهای متعارف و معمول « که به یک حالت بالاتر و پنهان تری از بودن اشاره می کند » (نقل ازکارا) مربوط است به آگاهی نسبت به این ارزشها در ویژگیهای بزرگ و مهم نقاشی های اولیه ی ایتالیایی بویژه؛ آثار Giotto و Paolo Uccello ؛ کسانیکه کارا در سال 1915 درباره شان نوشت.

در این سبک از نقاشی، یک ماهیت غیر منطقی، معتبر و منطقی به نظر می رسد. با بکارگیری نوعی منطق متناوب کارا و کریکو ، اشیاء و چیزهای معمول متعددی را پهلوی هم قرار دادند که بطور مثال شامل ماکت ها و ساختمان های هندسی و خشن، پیکره های کلاسیک ،قطارها و مجسمه های چوبی می شد.

هنر آنها عمدتاً همچون نمایش طبیعی گرایانه ی هدفمند از اشخاص، اشیاء و رفتاری در یک فضای مجسم و کنترل شده، نیز می توانست اسرار آمیز، بی حرکت و خاموش به نظر رسد و از فرم و ماهیت معمول خود دور شود و محو گردد. در اواسط جنگ، زبان شاعرانه و رویا گونه به طرزی نیرومند و اصلاح کننده برای گرایشات از هم پاشیده و در هم گسیخته ی مدرنیسم وارد میدان شد.
این تمایل برای بازسازی هنر پیشین ایتالیا ، در کارا که نقاشی های آن دوره اش نیز متمرکز و مقتصدانه تر از نقاشی های کریکو بود، قوی تر بود. در آخر هم به کشف ماهیت مبهم دنیای روزمره در عرصه ی وسیعتری ادامه داد.
" اسرار" آشنا و معمول ترین واژه ی کریکو بود. او اینگونه نوشت : " راز نهفته در سایه ی مردی که در یک روز آفتابی قدم می زند، بیشتر از هر رازی در تمامی ادیان دنیاست."



سایر نقاشان تحت تأثیر آثار و عقایدش قرار گرفتند، خصوصاً موراندی، کارا و کریکو که در تابستان و بهار 1917 برای چند ماهی با هم بودند و کار می کردند. در سال 1919 هر دو هنرمند در جهت هنری که بازتاب مطالعه و بررسی اساتید کهن نقاشی بود گام برداشتند.
باید گفت چنین جنبشی در سال 1920 منحل شد، اما طنین اش با حضور جنبه های شاعرانه و رویاگونه ی بیشتری از سوررئالیسم و احیاء کلاسیسیسم در نقاشی های Mario و دیگر نقاشان سده ی 1920، ادامه پیدا کرد.




گردآوری و ترجمه: شهرزاد

۱۳ نظر:

  1. سلام
    خوبي ؟

    چيزهاي زيادي از نقاشي متافيريكي نمي دونستم اما همونطور كه گفتي به سورئال شباهت زيادي داره
    اما حالت وهم آلود و روياگونه ش هم دلچسبه
    و همين طور كه به نقاشي زمان رنسانس هم نزديكه

    من عاشق سبك رنسانس هستم
    خيلي مي پسندمش

    خوب بگذريم
    در مورد نمايشگاه هم خودم ميخوام كه به يكي از استادهام نشون بدم و اون كارايي كه اون تائيد مي كنه اجرا كنم
    اما روم نميشه ... مي ترسم بهم بخنده و تو دلش بگه دختره چه اعتماد به نفسي داره ... لول

    خودم هم مي خوام روي بوم اجرا كنم 45 در 60
    اما فك كنم واسه قابش بايد پول زيادي خرج كنم
    مي خوام يه جوري باشه كه زياد هم لطمه ي اقتصادي نبينم

    خوشحال ميشم كمكم كني
    بعدم مگه ميشه دوست خوبم رو نمايشگاه دعوت نكنم ؟ ها ؟

    دوستت دارم
    باي

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام شهرازد جونم
    خوبي ؟
    مي توني تصوير سازي هاي منو در آرشيو مطالبم توي وبم توي قسمت تصوير سازي ببيني

    www.moment-light-smily.blogfa.com
    يا بيا به اين لينك
    اونجا همه ي كارهامو مي توني ببيني
    http://www.negarkhaneh.ir/Profile.aspx?profile=rajagallery

    منتظرم
    نظرت رو ميخوام بدونم كه چطور شورع كنم ؟ اصن شروع كنم ؟ كارام به درد ميخوره ؟

    يكي از دوستان ميگه حتي اگه كارات نقص داره نمايشگاه بزار چون اينجوري دستت مياد ايراد كارات و پيشرفت مي كني

    پاسخ دادنحذف
  3. سلام شهرزاد
    مطلب خوبی بود مثل همیشه
    چرا ترجمه هاتو نمیفرستی تندیس یا مجله ای مشابه ؟

    پاسخ دادنحذف
  4. محمد امین عابدینتیر ۱۳, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۴ ق.ظ.

    شاید بتوان گفت اندیشه نقاشان متافیزیک یا ماوراطبیعه از نظرات و دیدگاه های نیچه وام گرفته شده است چرا که او معتقد بود ما باید به جهان نهفته و پنهان در ظاهر و صورت اشیا هم توجه کنیم امری که با ماهیت مطالب ارائه شده در این پست تقریبا مشابهت دارد. به هر شکل به عنوان یک شیفته مکتب سورئالیسم از خواندن این ترجمه لذت بردم.

    پاسخ دادنحذف
  5. سلام شهرزاد
    خوبي

    من آپم وب نقاشيهام

    www.moment-light-smily.blogfa.com

    پاسخ دادنحذف
  6. سلام خانوم خانوما
    كجايي
    يه سري به ما بزن

    پاسخ دادنحذف
  7. www.moment-light-smily.blogfa.com

    سلام
    خوبي
    فك كنم بايد هر دفعه آدرسمو اينجه بزارم لول

    ادرس وبم نقاشيم توي وب شعرم در قسمت پيوندهام هستش بنام " لحظه هايم رنگ نور و لبخند "

    افتاد الان ؟
    لول

    من دارم تصوير سازي مي كنم
    تا بعد ...

    پاسخ دادنحذف
  8. دختر من كه آدرس وبمو توي چند تا نظر قبليمم گذاشتم كه ؟

    سرت به جايي نخورده احتمالن ؟
    لول

    پاسخ دادنحذف
  9. سلام شهرزاد جون
    خوبي
    مي خواستم بيام ازت خبر بگيرم كه خودت اومدي

    نمايشگاهمون كجا بوده بابا ؟
    حالا كو تا نمايشگاه

    اين استاد منم آب شده رفته تو زمين
    مي بيني تو رو خدا ؟
    منم بيكارم
    اما از شنبه كلاس طراحيم شروع ميشه
    خيلي وقت هم هست كه كار نكردم
    بي حوصله هم هستم
    ديگه چي بشه

    آپم قصد دارم بكنم اما چيزي به ذهنم نمياد

    خلاصه كه اينجورياست
    بگذريم
    تو هم اگه يه تكوني به خودت بدي و قلم دستت بگيري حوصله ت هم مياد كم كم
    ميخواي من بهش زنگ بزنم بگم بياد حوصله ت ؟ لول

    دوستت دارم
    بوس
    باي

    اينم آدرس وب نقاشيام كه باز نگردي دنبالش : لول

    www.moment-light-smily.blogfa.com

    پاسخ دادنحذف
  10. این سبک هست یا زیرشاخه ؟!

    به نظر من این مطالب دلیل موجهی برای تبدیل به یک "سبک" مجزا نیستند هنوز .
    هنوز میشه اونو زیر مجموعه سورئالیسم قلمداد کرد .
    یعنی عناصر و ویژگیهاش در سورئالیسم هم میگنجه و چیزی در تضاد و مخالفت با اون نداره .
    میشه گفت به روش خاص و جدید خودشون از همون سورئالیسم پیروی میکنند.

    از زیر مجموعه های سورئالیسم نیست ؟!

    پاسخ دادنحذف
  11. متافیزیک، به جهت اون تکنیکهاوفضاو حجمهاو معانی و مفاهیمش یقیناً باید در زمرۀ مکتب سورئالیسم واقع بشه.البته تفاوتهایی هست که نمیشه انکار کرد اما درست گفتید، با نظرتون موافقم.

    پاسخ دادنحذف
  12. حیف بود که در این مقاله به تابلوی راز و مالیخولیای یک خیابان اشاره نکردین .
    و اینکه دیکریکودر سینمای نوین ایتالیا بسیار همکاری های مفیدی با کسانی مثل آنتونیونی داشته .
    بعضی جاها هم مکتب ذکر شده رو پیشا سوررئالیسم مینامند .
    ممنون یرای مطلبت .

    پاسخ دادنحذف