KEEP TALKING
For millions of years mankind lived just like the animals
Then something happenend which unleashed the power of our imagination
We learned to talk
There's a silence surrounding me
I can't seem to think straight
I'll sit in the corner
No one can bother me
I think I should speak now ___________ Why won't you talk to me
I can't seem to speak now ____________ You never talk to me
My words won't come out right ________ What are you thinking
I feel like I'm drowning _____________ What are you feeling
I'm feeling weak now _________________ Why won't you talk to me
But I can't show my weakness _________ You never talk to me
I sometimes wonder ___________________ What are you thinking
Where do we go from here _____________ What are you feeling
It doesn't have to be like this
All we need to do is make sure we keep talking
Why won't you talk to me _____________ I feel like I'm drowning
You never talk to me _________________ You know I can't breathe now
What are you thinking ________________ We're going nowhere
What are you feeling _________________ We're going nowhere
Why won't you talk to me
You never talk to me
What are you thinking
Where do we go from here
It doesn't have to be like this
All we need to do is make sure we keep talking
به حرف زدن ادامه بده
بشر ملیونها سال فقط مثل حیوانات زندگی کرد
آنگاه اتفاقی افتاد که نیروی بالقوه ی تخیل ما را بر انگیخت ،
"ما یاد گرفتیم که صحبت کنیم"
سکوتی اطراف من رو فراگرفته
انگار نمی تونم درست فکر کنم
گوشه ای خواهم نشست
هیچ کس نمی تونه اذیتم کنه
من فکر می کنم باید حرف بزنم الان_________چرا نمی خوای با من حرف بزنی
نمی تونم انگار حرف بزنم الان______تو هیچوقت با من حرف نمی زنی
کلمات من نمی تونند درست بیان بشن_________به چی داری فکر می کنی
من احساس می کنم دارم غرق می شم_______چه احساسی داری
احساس سستی می کنم الان________چرا نمی خوای با من حرف بزنی
فقط نمی تونم نشون بدم سستی ام رو___________تو هیچوقت با من حرف نمی زنی
گاهی در حیرتم_______به چی داری فکر می کنی
از اینجا به کجا میشه پناه برد_______چه احساسی داری
نباید اینطور باشه
همه ی آنچه که لازمه انجام بدیم اینه که به صحبت کردن ادامه بدیم
چرا نمی خوای با من حرف بزنی________من احساس می کنم دارم غرق میشم
تو هرگز با من حرف نمی زنی_______من الان نمی تونم نفس بکشم، می دونی
به چی داری فکر می کنی__________هیچ جایی نیست که بریم
چه احساسی داری_______هیچ جایی نیست که بریم
چرا نمی خوای با من حرف بزنی
تو هرگز با من حرف نمی زنی
به چی داری فکر می کنی
از اینجا به کجا می تونیم پناه ببریم
نباید اینطور باشه
همه ی آنچه که لازمه انجام بدیم اینه که به صحبت کردن ادامه بدیم
"Keep Talking" is a song from Pink Floyd's 1994 album, "The Division Bell".

by:Shahrzad

فقط باید ادامه بدیم.....
پاسخ دادنحذفشهرزاد جان تو توی face book هستی؟
این گروه خون تازه ای در موسیقی جهان بود هنوز با مردم دنیا حرف می زند و تاثیر می گذارند...
پاسخ دادنحذفزیبا بود و لذت بردم...
پاسخ دادنحذفسالها این پوستر پینک فلوید تو اتاقم بود دوسشون دارم
پاسخ دادنحذفنه!!!
پاسخ دادنحذفبلاگ اسپات باز که داغون شد!
و پس از هزاران سال، امروزبشر باید یاد بگیرد که کمی حُناق بگیرد،بجای وراجی هایی که شب و روز از اطرافیان و همچنین رسانه ها بر سرمان میریزند.
پاسخ دادنحذفپاسخ:
پاسخ دادنحذفپدرم "روضه رضوان" به دو گندم بفروخت
ناخلف باشم اگر من به جُِوی نفروشم
حافظ
----
گویند!بهشت و حورعین خواهد بود
آنجا مِی ناب و انگبین خواهد بود
گرما مِی و معشوق پرستیم چه باک
چون عاقبت کار همین خواهد بود!!
D: (:
خیام
می بینی ،اگر تو شیفته مولوی هستی، من بیش از همه شعرا، شیفته خیام هستم ...
سلام. خوبی شهرزاد جان؟
پاسخ دادنحذفمن نمی فهمم فرم نظرات و عکسا چه مشکلی دارن برات؟ از چه سرویسی برای کانکت شدن استفاده می کنی؟
اینترنت ذغال/دایال آپی ما که جواب میده. دیگه از دایال آپ بدتر که نیست. هست؟
مرورگرت چیه؟ اگه از اینترنت اکسپلورر استفاده می کنی پیشنهاد می کنم آخرین ورژن فایرفاکس یا اپرا رو جایگزینش کنی.
گويند!: بهشت و حور و كوثر باشد،
پاسخ دادنحذفجوي مي و شير و شهد و شكر باشد؛
پر كن قدح باده و بر دستم نه،
نقدي ز هزار نسيه بهتر باشد!!
D:
چندان بخورم شراب، كاين بوي شراب
پاسخ دادنحذفآيد ز تراب، چون روم زير تراب،
گر بر سر خاك من رسد مخموري،
از بوي شراب "من" شود مست و خراب
D:))
*در کامنت قبلی ام هم فکر می کنم درست تر اش "حوض کوثر" باشه.
آنانكه محيط فضل و آداب شدند!،
پاسخ دادنحذفدر جمع كمال شمع اصحاب شدند،
ره زين شب تاريك نبردند به روز،
گفتند "فسانه اي" و در خواب شدند!
((:
اشاره به صوفیان و همچنین عرفای بسیار مدعیست که خودشان را "محیط بر فضل و آداب" میدانند! و دیگران را بی خبران خطاب میکنند !
باری، همانان هم بی خبرانند...
(اسرار ازل را نه تو دانی و نه من)
تنها تفاوتشان با سایر بی خبران ،مدعی بودنشان هست !
گفتند فسانه ای و در خواب شدند...یکی پس از دیگری..
آقا جان! آی لاو دیس سانگ و تمام!
پاسخ دادنحذف"دل" سِر حيات اگر كماهي دانست،
پاسخ دادنحذفدر مرگ هم اسرار الهي دانست!
امروز كه با خودي، ندانستي هيچ،
فردا كه ز خود روي چه خواهي دانست؟!
چشم دل باز کن، که جان بینی
پاسخ دادنحذفآنچه نادیدنی ست، آن بینی
ای صاحب فتوا ز تو پرکارتریم
پاسخ دادنحذفبا اینهمه مستی از تو هشیار تریم
اییششششششششش :)))))