اردیبهشت ۱۳، ۱۳۸۸

تنها نشسته ام ،و حواسم نیست که، دنیا با من است..

از فیلمی سخن می گویم که شاید بیش از بیست بار دیده ام ،فیلمی که با همه ی سادگی اش بسیار غنی است.

شبهای روشن- فیلمی از فرزاد مؤتمن
با بازی مهدی احمدی و هانیه توسلی
فیلم بر اساس رمان شبهای روشن و نازک دل –اثر فئودور داستایوسکی می باشد؛

داستان از آنجا آغاز می شود که دختری ساده و عاشق پیشه برای یافتن عشق خود(امیر) که به قول خودش، ناخواسته از یکدیگر جدایشان کرده اند پس از یک سال طبق قرارشان در زمانی و مکانی می بایست منتظر یکدیگر باشند. در این مسیر دختر به مردی رهگذر بر می خورد و به گونه ای برای امنیت خویش حس می کند به این مرد باید اطمینان کند. مرد سعی در کمک وی دارد و آندو تصمیم می گیرند برای مدت چهار شب با هم به دنبال امیر بگردند. برای این جستجو دختر شرطی عنوان می کند و آن ،شرط بدون عشق است.
مرد استاد دانشگاه است، ادبیات درس می دهد ، مرد متینی است و همه ی زندگیش کتاب است. دختر اهل شعر و قصه است و استاد را درک می کند.مرد به گفته ی خویش تا بحال عاشق نشده. او شخصیتی منزوی دارد ، آدم ها را از دور دوست دارد و با ساختمان ها و اشیاء اطرافش بهتر می تواند ارتباط برقرار کند. اما در پی کمک به دختر کم کم حس خاصی به او پیدا می کند. آندو چهار روز به دنبال امیر می گردند..دختر کم کم مأیوس می شود و احساس حماقت می کندو از طرفی متوجه رفتار متفاوت استاد شده و خود نیز احساسی نسبت به او پیدا می کند.مرد ولی به او می گوید باید صبور باشی ، او را می یابی ..این در حالیست که او خود را کاملاً شیفته ی دختر می یابد!
اما شب چهارم شب آخر که تقریباً هر دو نا امید شده بودند، امیر پیدایش می شود..و این درست در حالی اتفاق می افتد که استاد از دختر خواستگاری می کند و فضا با صدای تیز عبور هواپیمایی از آسمان، حس تردید را به بیننده القا می کند....
دختر دلش به درد می افتد از این گمراهی دوگانه واینکه چه باید بکند با حس بوجود آمده میانشان..!؟ اما می رود.. تا به امیر برسد...

تنها مرد می ماند و حس تلخ نا کامی از این عشق نا گهانی و نا خواسته...





به نظر من بازی مهدی احمدی و هانیه توسلی بسیار قوی و حسی ست و هر کدام می دانند نقش خویش را چطور بازی کنند. سادگی و بی آلایشی را براحتی در پس زمینه ی فیلم و رنگها می شود دریافت، گریم و لباسهای های ساده و طبیعی بازیگران بسیار بجاست و انزوای استاد را از رفتار و محیط اطرافش بخوبی میشود حس کرد که این به درک بیننده بسیار کمک می کند. باریدن باران و تنها ایستادن استاد در زیر باران حس عمیق تردید و عشق رو در ما بیدار می کند. تصمیم ناگهانی استاد برای فروش کتابهایش و تلاش برای یافتن راهی در ازدواج با دختر و ایجاد رفاه برای او همه و همه بیانگر نوعی هراس و عجله در احساس بوجود آمده است. فیلم ، مفهومی ست و بیننده ی خاص خودش را دارد. عشق بی سرانجام و لطیفی در پس آن پنهان است که کارگردان با ظرافت آنرا بیان کرده است.


پیشنهاد میکنم این فیلم رو تنها ببینید .





گردآورنده : شهرزاد

۱۸ نظر:

  1. سلام
    این فیلم رو ندیده ام. ولی باید تهیه اش کنم و ببینمش.
    ممنون از پیشنهاد خوبتون .

    پاسخ دادنحذف
  2. وااااااااو
    شرمنده من قدری دو زاریم کج افتاده بود.
    ممنون. موافقم ... گاهی...

    پاسخ دادنحذف
  3. اگه براتون امکان داره یه نمایشگاه از نقاشیهای خودتون توو وب بذارین. ممنون میشیم

    پاسخ دادنحذف
  4. فیلمهای ایرانی زیاد نمی بینم سالی 1-2 اون فیلمهای خاص مثل اخراجی ها یا اگه طنز باشه (از فیلمهای ایرانی تقریبا بیزارم بغیر از یکسری فیلمهای خاص .......

    پاسخ دادنحذف
  5. منم اینو خیـــــــــــــــــلی دوس دارم

    پاسخ دادنحذف
  6. سلام
    دقیقا مثل نمایشگاه های بیرون
    فقط باید آپشون کنی توو سایتتون[لبخند]

    پاسخ دادنحذف
  7. ؤاستی گالری نقاشیتون رو دیدم.
    خیلی عالین.
    خیلی
    خوش به حالتون که هنرمندین

    پاسخ دادنحذف
  8. راستي كتاب يا فيلم " دختري با گوشواره مرواريد " رو ديدي ؟

    اميدوارم كه ديده باشي
    اين فيلمو خيلي دوست دارم
    اخيرن شنيدم كتابش هم هست

    تا بعد ....

    پاسخ دادنحذف
  9. يه چيز ديگه كه مي خواستم بگم

    كتابو دارم تمومش مي كنم
    يا بهتره بگم دارم ي جومش

    اصن نمي تونم رهاش كنم

    بازم اگه كتاب به درد بخوري خوندي كه جالبه و به دردم ميخوره بگو تا بخرم

    ممنون

    پاسخ دادنحذف
  10. چندسال پیش که تماشای این فیلم نصیبم شد، حظ بسیاری بردم، بی حساب. چندسالی می شد که ندیده بودمش. گاهی به هر بهانه ای صحنه ای از این فیلم در نظرم می آمده و رفته. از خاطرات و ماجراهای شخصی ام تا دیدن ساختمان جدید سینما آزادی!
    این بار هم مطلب شما خاطره آن فیلم را برایم زنده کرد و البته خاطرات بی شمار دیگر را.
    همزمان با این فیلم بود که "نفس عمیق" پرویز شهبازی را هم دیدم. این دو فیلم تبدیل به بخشی از ناخودآگاه من شده اند، با آنکه سالهاست ندیدمشان.
    انتخاب زیبایی کردی و ممنون که یاد ما را نوازشی دادی.
    ...
    سردر وبلاگتان هم رؤیت شد. زیباست.

    پاسخ دادنحذف
  11. سلام
    خوبي

    بالاخره تمومش كردم
    رفته بودم كلاس
    همش دلم ميخواست برگردم خونه زودتر
    آخه فقط فصل آخرش بود

    خيلي باحال بود
    خيلي روم تاثير گذاشت

    نمي دونم چرا اينقد شخصيت اريك رو دوست دارم

    كريستين هم مثه من نمي تونه نه بگه ... لول

    شايد دوباره خوندمش
    سفارش كردم به يكي از دوستام واسم فيلمشو بياره 2 هفته ديگه البته مياره

    آهنگم خيلي راحت شنيدم
    راستي خودت اينو آپلود كردي ؟
    منم مي خواستم يه موزيك از توي آرشيو خودم بزارم توي وبم
    توي نت كدشو پيدا نكردم

    اما بلد نبودم چطوري آهنگ بزارم
    بابا توام يه پا اينكاره اي ها ؟
    لول

    موفق باشي
    راستي من صد سال تنهايي رو 2 سال پيش خوندم
    اونم از اون كتابايي هستش كه نميشه كنارش گذاشت

    حتمن بخونش

    اصن همه ي كاراهاي گابريل گارسيا قشنگه

    تا بعد ...

    پاسخ دادنحذف
  12. هورا آهنگمو گذاشتم

    يادم نبود
    منم اينكاره ام هاااااااااااااااا

    لوول

    پاسخ دادنحذف
  13. سلام به شهرزاد جون گل

    مرسي كه بهم سر ميزني
    دلم برات تنگ شده بود

    راستش موضوعي واسه آپ ندارم
    نمي دونم
    شايد راجع به شبح يه چيزايي نوشتم
    مي خوام توي وبم يه قسمت واسه كتابايي كه خوندم بزارم

    ممنون از گوشزدت عزيزم
    تا بعد ...

    پاسخ دادنحذف
  14. سلام
    چه کوچه تمیز و آبرومندی. روشن و دلباز.نقاش خوبی هم هستی اگرچه من صلاحیت دار نیستم برای اظهار نظر و بیننده عادی ام. امروز کسی برایم نوشته بود آشنا به نظر می آیی. باید گفت این حس من به تو است. دوست نقاشی داشتم با همین حال و هوای تو، شاید یاد او افتاده باشم نمی دانم. ممنونم که پیوندم کردی گرچه من انتظار جبران ندارم از هیچ یک از دوستان که بی خبر می خوانمشان.
    خوب باشی نازنین.

    پاسخ دادنحذف
  15. سلام
    بالاخره درباره ي شبح نوشتم

    توي وب نوشته هام

    پاسخ دادنحذف
  16. سلام چه هنرکده ی زیبایی ممنون از مطالبتان ومعرفی فیلم خوب که خیلی به آن نیاز دارم به قول خانم آرامش صلاحیت آنراندارم که درمورد نقاشی هایتان نظری بدهم فقط دوستشان آرزوی موفقیت شمارا منشما را لینک کردم واینرا ننوشتم که توقعی باشد دراین زمینه از شما فقط کسب اجازه بود می خوانمتان.

    پاسخ دادنحذف
  17. خب اولای این نوشتت رو خوندم و از توصیف فیلم و اینکه اقتباس از رمان داستایوسکی هست ...دیگه بقیه پست رو نخوندم که "اگر فرصت شد" فیلم رو ببینم و بعد بیام نقدش رو بخونم ...

    پاسخ دادنحذف
  18. تاثیرگذارترین فیلم ایرانی‌ای هست که تا حالا دیدم...

    پاسخ دادنحذف